با این لباس های نپوشیده چه کنم؟

داشت قدم میزد که چشمش افتاد به مانتوی پشت ویترین و از فکر پوشیدنش خنک شد...

رفت داخل مغازه و یک سایز گل و گشاد انتخاب کرد، کمی جلوی آینه ایستاد و نگاهش کرد و به فروشنده گفت این را برمیدارم..

مرد فروشنده نگاهی به سر تا پایش انداخت و گفت برایت بزرگ است

گفت میدانم

مرد فروشنده گفت دیگر با این حال از خانه بیرون نیا!

/ 1 نظر / 22 بازدید